222-از آن سوی آینه

ماجرای زنی به نام مریم که برای بار دوم باردار هست، فکر میکند فرزند دومش او را بیشتر درگیر زندگی روزمره میکند، میخواد برای خودش باشد، مسافرت، کلاس ورزش و ... چیزهایی هستند که فکر مکیند با داشتن فرزند دوم نمیتواند به آنها دست یابد چون خیال میکند زود ازدواج کرده و به هیچ کدام از آرزوهایش نرسیده است، البته در این بین یکی از دوستانش هم خیلی موثر است. میخواد فرزندش را سقط کند ولی شوهرش مخالف است، دخترش به دنیا می آید و او خسته تر و ناسپاس تر میشود، یه روز در خواب تصادف میکند و میمیرد ولی روحش به خاطر نگرانی از فرزندانش در این دنیا باقی میماند و چیزهائی را میبیند که قبلاً نمیدید و از ناسپاسیش پشیمان میشود و وقتی از خواب بیدار میشود هزاران بار خدا رو شکر میکند.

من بخش اول این رمان رو اصلاً دوست نداشتم، کشمکشهای بین مریم و شوهرش که مدام میخواست مریم را قانع برای نگهداشتن بچه بکند، یا طرفداریهای مامان مریم از دامادش، نمیدونم چرا ولی یه جوری حرصم درمیومد از پافشاری شوهرش، انگار مریم این وسط هیچ بود.

ولی بخش آخر رمان رو خیلی دوست داشتم چیزهائی که مریم در قالب روح میدید که قبلاً نمیدید خیلی برام تاثیربخش بود، خوب گاهی اتفاق می افته آدم از کار خونه خسته بشه و ناشکری بکنه چیزهائی که مریم میدید یه جورهائی چشم آدم رو باز میکرد.

در کل رمان خوبی بود.

/ 4 نظر / 10 بازدید
آهو

فکر کنم رمان جالبی باشه!مخصوصا برا افرادی مثل من که در فکر بچه دوم هستن و همچنین از کار اضافی روزانه ونرسیدن به برنامه های خودشون نگران!!باید بخرم بخونم[چشمک]

کیانادخترشهریوری

من اصلا متوجه نشدم که مریم خواب بود...[ناراحت] پس خدا رو شکر[نیشخند]

ماهور

وای الهه جون تو از کی می نویسی که من جاموندم !!!!ازبس هی سر میزدم و خبری نبود یه مت یادم رفت بیام اینجا .چه خوب دوباره مینویسی

یاسمن

من این کتاب رو قبلا خوندم و به نظرمن هم در کل خوب بود . البته یک جورهایی شاید زن داستان حق داشت و در عین حال هم آن بچه که خود به خود به وجود نیامده بود . به نظر من هم چیزهایی که می دید خیلی بد بود و گاه واقعا ناراحت کننده . به هر حال گاهی برای همه پیش می آید که خسته شوند .اما مقطعی است .