حرف دویست و سی و هشتم

دیروز بعد از ظهر همسری رفته بود آزمایشش رو داده بود، شبکارم بودنمیشد عصر بریم جوابش رو بگیریم امروز صبح که اومد اولش صبونه خوردین و تا دوازده خوابیدیم بعدش آماده شدیم که بریم خونه مامانم سر راه جواب آزمایش رو هم گرفتیم، عملاً بعد از عمل وضعیتش بهتر نشده با دیدن آزمایش خیلی ناراحت شدم ولی به روم نیاوردم خیلی ناراحت شد خیلی گناه داره همسری تو ٢٩ خرداد امسال واریکوسلش رو عمل کرده بود بعد از عمل هم هنوز آز نداده بود که باردار شدم، اون همه سختی که تحمل کرده بود هیچ نتیجه ای نداشت، شاید نتونیم طبیعی بچه دار بشیم بعدش رفتیم من آز بدم که اون آزمایشگاهی که دکتر گفته بود آز ژنتیک انعقاد خون نداشت باید شنبه برم یه جای دیگه خدایا میخوام اینقد بلند داد بزنم که صدام بهت برسه، آخه اینجوری که مشخصه اصلاً دعاهای من رو نشنیدی خیلی ناراحتم

/ 3 نظر / 25 بازدید
آمارین

واریسکول چیه؟ یعنی همسرت برای بارداری مشکلی داره؟

زندگی

چقدر زود نا امید شدی دوست من، اگه بدونی بعضیا چه مشکلاتی کشیدن و یه لحظه هم ناامید نشدن این حرفا رو نمیزدی، یه وبلاگ هست که من گاهی می خونمش نمیدونم شاید شما هم دیده باشین بعد از مدت ها سختی بالاخره لطف خدا شاملش شد و حالا بارداره، شما هم انشاءالله به حق این روزهای عزیز هرچه زودتر مشکلت برطرف میشه.

غزل

عزیزم چه روزهای سختی رو پشت سر گذاشتی اصلا نگران و نا امید نشو قطعا اتفاق های خوبی در آینده خواهد بود این مدت که ازت بی خبر بودیم می ذاشتم به پای بی خبری و خوش خبری دلم گرفت این همه اذیت شدی