یادداشت چهارم_سال 1390

از اواسط سال 72 به شدت منتظر حضور پری خانوم تو زندگیم بودم، هیچ وقت یادم نمیره هر شب و هر روز، تا اینکه در اواخر فروردین 73 برای اولین بارمهمونم شد، علت انتظارم رو تا اونجائی که یادم میاد حس بزرگ شدن بود

این حس انتظار از اون روزها در مغز من ثبت شده و خدا نکنه که پری خانوم یه روز دیر کنه، من کل زندگیم به هم میریزه، مثلاً پریروز قلبم درد میکرد، احساس میکردم که یه کی داره قلبم رو فشار میده ناراحت بودم، عصبی بودم تا اینکه پری خانوم اومد و حال من خوب شد

 

پ ن 1: چهارشنبه هفته قبل تو اداره یه سمینار داشتیم، کسی که سمینار میداد یه آقای چینی بود از شرکت Supconکه به زبان انگلیسی سمینار میداد، اما وقتی خواست لب تاپش رو به ویدئو پروژکتور وصل کنه با کمال تعجب دیدم که ویندوزش چینی هست از خودم خجالت کشیدم، کسی که به آن خوبی انگلیسی صحبت میکرد، اما ما که شکسته بسته دو کلمه انگلیسی حرف میزنیم ویدوزمون انگلیسیه

 

پ ن 2: یه هفته است باشگاه نرفتم، هزاران بار تا حالا از خودم پرسیدم چرا هیچ چیز من رو راضی نمیکنه؟

 

پ ن 3:حقوقمون رو شنبه گرفتیم با دو تا وام، البته امسال میخوام صرفه جوئی کنم، آخه میخوام یه آپارتمان کوچولو بخرم و این روزها پدرم در حال جستجوست

 

پ ن 4:چند روزه تو اداره بیصاحب شدیم، آخه تمام روسای محترم در نمیشگاه نفت هستند و ما .......

 

پ ن 5: این دو تا عکس رو در روزهای بارانی اینجا گرفتم

 بالای پل در یک روز بارنی موقع برگشت از باشگاه

 

منظره آسمان از پشت میز اداره در هوای بارانی


 

/ 9 نظر / 9 بازدید
سحر

من بیچاره که خیلی زودتر از موعد اومد سراغم خانم[زبان]

مدير وبلاگ ماه ها پرشين بلاگ

سلام الي عزيز من براي شما شرايط همكاري و قوانين رو ارسال كردم اگر به دستتون نرسيد اسپم رو چك كنيد و اگر نبود بگين تا دوباره بفرستم در صورت موافقت موارد خواسته شده را ارسال كنيد تا لينك دسترسي رو براي شما ارسال كنيم سهيل خ.م

بی بی صحرا

چه عکس قشنگی... دیروز بارون اومد؟ من که دلم لک زده واسه بارون و هوای ابری اونوقت که تو چند سالته؟ من ویندوز انگلیسی رو بیشتر از فارسی میفهمم.// خوشبحالت حقوق داری...کاش منم داشتم بزار مدرک آرایشگامو بگیرم...اونوقت میرم آرایشگاه میزنم....اونوقت منم پول در میارم...[ماچ] منو داری؟چه خوش خیال

رز

سلام خانمی. جریان معرفی آن رستورانها چیست؟ من که متجه نشدم!!! [متفکر]

بازیگوش

وووووووی این خاله پری که میات من کلا سیستمم میریزه بههم![نگران] مبارکه حقوق عزیزم خونه بهترین سرمایه اس افرین![پلک] راستی قالبت خیلیییییی نازهه مبارکه

یکی از اهالی

[پلک]من وقتی منتظر خاله پری ام در حدی حالم بده که حامد ازم میترسه[نیشخند] اما با اومدنش حالم خوب میشه

سحر

مرسی عزیزم از تبریکات[ماچ]

نازی

تمام کامنتات که بسته‌ست دختر جون. خوبی؟ من هرچی فایل رمزهام رو زیر و رو کردم رمز تو رو پیدا نکردم. نمی‌دونم اصلا پسورد بهم دادی یا نه. به هرحال بدو بیا که من پسورد ندارم. کامنت دونیت هم می‌بندی فقط باعث میشه من بیام چند تا پست عقب تر نظر بدم وگرنه فکر نکن که با این کارات نظر نمیدم برات[نیشخند]