103_یادداشت چهل و پنجم_سال 1390

دیروز بنا به حضور پری خانوم باشگاه نرفتم، ولی گردش پابرجا بود رفتیم کلی از اینا خوردیم

من عاشق ذرت مکزیکم، یعنی با یه لیوان هم گول میخورم

-----------------------------------------

امروز هم سنط شکنی کرده ام علاوه بر لاک برچسب ناخن هم زده ام اینم عکسش

البته برای به خطر نیافتادن مومنان خدا، لاکمان کمرنگ است

-------------------------------------------

این عکس رو هم چند روز پیش وقتی عصری پارک رفته بودیم گرفتم باید به جای برق خوندن میرفتم عکاسی میخوندم

 

نمیدونم چرا احساس میکنم شاد نیستم، خیلی از خودم میپرسم این همون زندگیه که من میخواستم؟ نظر شما چیه؟

این پست سریعترین پستیه که گذاشتم بدون کوچکترین وسواس

 

 

/ 19 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

نوش جونت اون ذرت مکزیکی های خوشمزه الی جونم... تو به جای من بخور منکه فعلا اجازه ندارم حتی یه قاشق از اینا بخورم[نگران] ناخنت هم خوشگل شده دوستم[گل] از خودت مواظبت باش هوارتا[بغل][گل]

نیلوفر

یاد شعر ایرج میرزا افتادم بر سر در کاروانسرائی... شنیدیش؟؟

نیلوفر

من همون اول که ذرت مکزیکی اومده بود یه لیوان خریدم و نتونستم بخورمش [خجالت] دیگه هم نخوردم

آمارین

الهه جون از اشناییت خوشحالم. فکر میکنم اولین باره که اومدی به وبم. خوش اومدی.

آنه

الی تو کجا زندگی میکنی؟

سیندرلا

من اصا ذرت مکزیکی دوست ندارم. ناخنتم عالیه.بوسسسسسس.[ماچ]

مژگان

منم عاشق ذرت مکزیکی ام[خوشمزه]

بانو

چقدر بامزه برای همه کارها تیکر درست کردی... [نیشخند]

کوثر

الهه جان منم ذرت مکزیکی و برچسب ناخن خیلی دوست دارم .