112_یادداشت پنجاه و چهارم_سال 1390

اینها همان سیبهائی است که در این پست گفتم، دوستمان آمد و خودش زحمت چیدنش را کشید

دو تا عکس زیر هم مربوط به پارک یکشنبه هفته قبل، عاشق این ابرهام

عکس زیر هم مربوط به ترافیک سه شنبه هفته قبل موقع برگشتن از باشگاهه، ترافیک ناشی از بارش باران بود

همین دیگه، روزها میان و میرن، منم خودم رو باهاشون سرگرم میکنم، یه کم قبل رفتم تو بانک اداره اسم خودم و مامان جانم رو برای حج عمره بنویسم، رئیس بانک میگه باید بدی مامانت امضا کنه، میگم آقا هدیه است من از طرف امضا میزنم، گفت الا و بلا نمیشه، وای بدم میاد از این آدمهای الکی مقرراتی

اسم خودم رو هم مینویسم، ولی از آنجائی که عربستان محترم فرموده خانومهای مجرد زیر 45 سال باید حتمآً یه محرم همراشون باشه، منم به خدا گفتم، فقط با امیر میام

با خانواده به اندازه کافی مسافرت رفتیم

/ 2 نظر / 17 بازدید
الی خونه سفید

به به عجب سیبهایی[خوشمزه]جونم منظره[نیشخند]