حرف دویست و چهل و یکم

چهارشنبه هفته قبل تصمیم داشتم وقتی رسیدم خونه آماده شم و برم کلاس یوگا، ولی دیدم حسش نیست، همسری هم تصمیم داشت بره استخر در نتیجه اونم نرفت، یه کم دراز کشیدیم که تلفن خونه زنگ خورد، از آزمایشگاه بود گفتن جواب آزمایش ژنتیکت آماده است، با همسری رفتیم و جواب رو گرفتیم از شش تا ژن دخیل در انعقاد خونه برای من فقط سه تاش سالمه، بقیه جهش ژنی دارن، نتیجه اش این هست که در بارداری بعدی حتماً باید آمپول رقیق کننده خون بزنم.

پنجنشبه هم قبل رفتن به خونه مامانم اول رفتم آریشگاه. البته همسری سرکار بود و برای شام اومد. در ضمن به های خریداری شده رو رنده کردم و الان در حال خشک شدن برای دم نوش به هست.

جمعه هم به پیاده روی و تمیزکاری و آشپزی گذشت. برای ناهار سبزی پلو با ماهی زبیده درست کردم. همسری هم برای شام از گوشت قربونی مامانش اینا، آبگوشت درست کرد. در بین این کارها هم من آش کلم قمری و کمپوت سیب پزیدم.

/ 1 نظر / 53 بازدید
آمارین

خاچ به سرم الان یادم افتاد به حریدم اما هنوز مربا نشدن[تعجب] اش کلم قمری چی هست؟ میگی دستورش رو؟ ماهی زبیدی مال جنوبه که . شما هم میخورید مگه؟؟!!