یادداشت چهل و دوم_سال 1390

نمیدونم چی بگم، از رفتنش خوشحالم یا ناراحت،

از اینکه دیگه حول و حوش ساعت هشت و نیم سفره ای باز نمیشه که توش سوپ، کماج، خرما، پنیر، سبزی، مربا، فرنی و ... باشه ناراحتم

از اینکه دوباره ساعت کاریمون زیاد میشه ناراحتم

از اینکه آمد و رفت و من اندر خم یک کوچه ام ناراحتم

از اینکه دیگه ماه عسلی یه ربع به هفت شروع نمیشه تا من بفهمم ملت چه مشکلات عظیمی دارن و به خودم بگم الی جون خیلی خوشبختی منتها قدرش رو نمیدونی، ناراحتم

از اینکه برنامه زندگیم مثل خواب، ورزش، گردش و ... به حالت عادیش برمیگرده خوشحالم

پس نتیجه شد چهار بر یک، پس میفهمیم که از رفتن ماه رمضون ناراحتم

 

پیشاپیش فرا رسیدن عید فطر رو به همه دوست جونای عزیز تبریک میگم

نماز و روزه هاتون قبول باشه

 

/ 7 نظر / 9 بازدید
فافا

"از اینکه دوباره ساعت کاریمون زیاد میشه ناراحتم" منم همینطووووووووور[گریه] راستی قالب جدیدت خیلی خوشگله...

مامان هانی

سلام الی جون. منم از رفتن این ماه عزیز ناراحتم... خدا توفیق بده سال دیگه هم مهمون سفره اش باشیم. عزیزم عیدتون هم مبارک[ماچ][گل]

نهال

ولی من از رفتنش خوشحالم به خاطر همون مساله خوابش و برگشتن نظم به زندگی

آهو

منم آخرین سحری که بیدار شدم دلم گرفت[ناراحت]

سکوت جاودان

منم از زیاد شدن ساعت کاری . عید تو هم مبارک دوست خوبم