127_یادداشت شصت و نهم_سال 1390

یادم میاد اولین باری که خودم رژ خریدم پائیز سال 79 بود، یه رژ کالباسی بود، و برای اینکه استفاده بشه احتیاج به رنگ و لعابهای دیگه هم داشت، زیاد ازش خوشم نیومد، رفتم آنچه را که در زیر میبینید خریدم، که همون سال 79 یادم میاد دو هزار و پانصد تومان دادم، که چند وقت پیش بین وسایلم یافتیدم

 

و آنچه که در زیر میبیند مقادیری از رژها، سایه ها و رژگونه های من است که در سال 90 حی و حاضر هستند

 

هر کدام هم مکانی دارند، بعضی برای دور دور همینجوری، بعضی برای بعضیها، بعضی برای مهمونی،

توی عکس رنگ بعضیهاش واضح نیست، چون تعدادی خیلی پرنگن و تعدای ملایم، به قول دوستام که میگن خوش به حالت رنگ پوستت طوریه که هر رنگ رژی بهت میاد، به نظرم پیشرفتم در این یازده سال چشمگیر بوده

لازم به ذکر هست که آرایش من خلاصه میشه به ضدآفتاب، کمی رژگونه و حتماً رژ، خط چشم و گاهی اوقات ریمل

با دیدن اینها مطمئن شدم که من خیلی تنوع طلبم، بچگی کجائی که یادت به خیر با یه رژ سرگرم میشدیم

 

پ ن 1: دیشب پاگشا عروس خانوم خونه مادر شوهرش دعوت بودیم، اول رستوران بود بعد هم خونه تا نصف شب، من هم به عنوان عروس افتخاری حضور داشتم، خیلی دلم میخواد بدونم در موردم چی فکر میکنن

 پ ن 2: عروس خانوم فقط یه برادرشوهر داره، که دکتره دامپزشکه، کلاً تو خانواده آقای داماد همه رو با مدرکشون صدا میزنن، به شوهر دختر عمه داماد، میگن مهندس، به برادر شوهره میگن دکتر، ووووووی، حالا مدارج علمی خانواده دختر خیلی بالاتره، ولی از بس عادیه تو خانوادشون کسی اینجور چیزها رو به حساب نمیاره، ولی امان از اونها

 پ ن 3: یه جا هم داماد اومد بشینه پیش عروس پشتش رو کرد به بقیه مهمونا اینقدر خندیدم (خاله زنک بازی در حد تیم ملی)

پ ن 4: سرما خوردم، صبح دکتر رفتم ولی بهم مرخصی نداد، تصمیم گرفتم خودم به خودم دو روز مرخصی بدم، تا دل دکتره بسوزه، برگه اش رو نوشتم رو میزمه، تازه بهش گفتم بدنم هم درد میکنه، مسکن هم نداد، اومدم از منشی بگیرم، اونم رفته از رئیس اداره بگیره، حالا رئیس اومده بیرون میگه خانوم ... همینجوری نخورین، گفتم کجای کاری من خودم یه پا دکترم

پ ن 5: چهارده تا قرآن نذر کردم برای قبرستان بقی، اولیش رسیده به جز 11، امیدوارم زود زود قبول بشه

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسون

به به چقدر رژلب.خوش به حالت بابا.همه رنگی داری. ایشالله نذرت هم قبول باشه دوستم.

کیانادخترشهریوری

منم حتما رژ میزنم.یعنی جزء ضروریاتمه![لبخند] ریمل واسم سخته پاک کردنش.ولی سایه مدادی میکشم.اکثرا هم نوک مدادی.بذار کلاس خودآراییم تموم شه بعدش میخوام هنرنمایی کنم در حد تیم ملی.[نیشخند] راستی الی باشگاه کجا میری؟پتروشیمی؟

الی خونه سفید

به به الی جونم چه ترام رنگی قشنگی چیدی خوشم میاد توام مثه من از رنگای صورتی خوشت میادا

غزل

قران ها قبول ! حضور جالبی داری توی مهمونی های دوستتون ! به نظر من اصلی ترین قسمت آرایش ریمله ! چرا فقط گاهی ریمل میزنی؟

بهاره

اووووووووووووووووووووووووووه چقدر رژ لب داری[دست] انقدر لجم میگیره از آدمایی که به جای اسم همدیگه عنوان مدرک تحصیلی همو صدا می کنند[شکست] عجب داماد مهندس باادبی[نیشخند][خنده]

بانو

واو چقدر رژگونه و رژ لب داری... من یه دونه دارم.. اونم گاهی یادم می ره بزنم... [زبان]

aybeniz

معلومه که خیلی به رژ علاقه داری. منم جدیدا هی رژ میخرم ولی شاید هفته ای یه بار بزنم. تو یونی رژ نمیشه زد یا اگه بزنم خیلی ملایم. اولین رژی هم که خریدم قهوه ای پر رنگ بود. که با ابروهای پر و بدون هیچ آرایش دیگه ای فقط اونو میزدم و فکر میکردم کلی خوشگل شدم[نیشخند].

المیرا

تو خیلی ماهی میدونستی؟چقدر ماتیک داری[نیشخند]

ابجی

سلام عزیزه دلم چه نذر قشنگی ؟؟؟ قبول باشه ووووی رژاشووووووووووو ان اشلله به زودی همه رو فقط واسه همسری بزنی بوس

کوثر

چه عکسی به به . خوشمان آمد . من اصلا حوصله ی ضد آفتاب زدن رو ندارم . نمیدونم چرا