خوب یادم میاد اولین باری که رفتم باشگاه پنجشنبه بود، کلاس صبح ساعت هشت و نیم تا نه و نیم بود، چشمتون روز بد نبینه اینجانب بعد از حدود یک ربع ورزش غش فرمودم و مجبور شدم همون کنار سالن بشینم تا حالم جا بیاد، موقع برگشتن هم نای تکون خوردن نداشتم

امروز سه سال شد که ورزش رو شروع کردم و خیلی هم دوسش دارم، به جرات میتونم بگم در این اوضاع نابسامان روحیم، لذت بخش ترین کاریه که از ته دل دوسش دارم تا انجام بدم

برای این سالگرد واسه خودم یه ست کاپشن-شلوار پوما خوشججججججججل خریدم

حافظ نوشت

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم

راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم

گرچه دانم بجائی نبرد راه غریب

من ببوی سر آن زلف پریشان بروم