D.H.S07.E20: گبی دوستش بری رو به شوهرش ترجیح میده و به حالت قهر به همراه دخترهاش میره تا چند روزی مهمون بری باشه، توی این چند روز بری سعی میکنه به گبی بگه که باید به تربیت بچه هاش بیشتر اهمیت بد. ولی یه روزی که دخترهای گبی رفته بودن تا پدرشون رو ببینن دختر بزرگه از باباش پرسید چرا با مامانش قهر کرده؟ که کارلوس یه جوری ماجرا رو تعریف کرد که وانیتا خیال کرد بری مادربزرگش رو کشته و همین باعث شد که از بری بترسن ولی همین ترسشون و کارهائی که کردن باعث برگشت مادرشون به خونه شد

در این بین سوزان همچنان داره از پل مراقبت میکنه و براش غذا میپزه و مادرزن پل برای اینکه انتقام دخترش رو بگیره سمی تو غذای روزانه پل میریزه

یه کارآگاهی به اسم چاک وارد داستان میشه که به بری اظهار علاقه میکنه

 

D.H.S07.E21: چون درآمد تام بالا رفته برخلاف سالهای قبل امسال خودش برای مسافرت برنامه ریزی کرده و همین باعث اختلاف بین اونها میشه و این زن و شوهر یه جورائی پای بچه ها رو به این ماجرا باز میکنن و خیلی بد با هم حرف میزنن که باعث میشه دخترشون به شدت ناراحت بشه

در این بین هم پل حالش بد میشه و میره بیمارستان بعد آزمایشها بهش میگن یه جور مسمومیت هست که احتمالاً غذائی بوده و پل هم فکر میکنه کاره سوزانه البته لازانیائی رو که براش آورده بود میده آزمایش و میگن سم داره و چون سوزان میخواد به کار قبلیش که تدریس تو مدرسه پسرش بود بگرده یه جورائی پای سم و غذاهائی که درست میکنه به محل کارش باز میشه

در این بین هم بری با یه کارآگاهی که یه جورائی داره کارهای مادر زن تام رو کنترل میکنه آشنا میشه ولی میفهمه که هنوز از زنش طلاق نگرفته و ...

 حافظ نوشت:

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش

دلم از عشوه شیرین شکر خای تو خوش

همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف

همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش