گفتم که دیروز ساعت 5 از مشاور وقت گرفتم، وقتی رسیدم به مطبش و همین که نشستم یه آقای نامحترم از تو اتاق اومد بیرون که یکی از بچه های 77 دانشکده خودمون بود، خشکم زد

حالا پسره نشسته دو ساعت از من میپرسه چی کار میکنین، آخرش میگه چرا اومدین؟

یعنی کم مونده بود خفه اش کنم

از مشاور هم خوشم نیومد، آقا بود خیلی هم بد نگاه میکرد

تصمیم گرفتم یه مشاور خانوم و خوب بیابم

بعدشم رفتم کلاس ایروبیکم