وقتی خیلی وقت میگذره و چیزی نمینویسی، دوباره که میخوای بنویسی نمیدونی از کجا شروع کنی به این دلیل من اتفاقات این چند روز رو جدا جدا مینویسم

  1. هفته قبل بعد از چهار سال که اینجا کار میکنم لاک زده بودم، ظهر که داشتم از تو سالن رد میشدم و دکمه های پالتوم رو میبستم رئیس روابط کار رو دیدم، بعد از ظهر منشیم گفت آقای رئیس روابط کار باهات کار داره، دلم ریخت داشتم میمردم فکر کردم به خاطر لاکه، دستکش دستم کردم رفتم، که گفت آخره سال وامهای اضطراری مونده گفتم شما که تا حالا نگرفته اید به شما بدیم یه فرم هم داد پر کنم برگردونم، خلاصه برگشتم اتاق اول لاکهای مبارکه رو با پد پاک کردم بعد بردم فرم رو دادم، شانس رو میبینید آهان دو میلیون هم بهم وام بدون بهره دادن
  2. دیروز هم جلسه دفاع از دکترای همکارم بود، خانوم دکتر شد. امیدوارم همیشه موفق باشه ما هم دو شاخه گل نقره خریدیم براش
  3. در راستای ادامه خریدها دو تا پیراهن و یه شلوار مخمل کبریتی قهوه ای خریدم
  4. جمعه فیلم You again رو دیدم یه جمله خیلی خوب بود توش What is past, past ولی کو گوش شنوا
  5. سریال How I Met Your Mother رو شروع کردم ببینم
  6. روز چهارم فروردین هم آنکال هستم باید در دسترس باشم
  7. امروز عصر هم از یه مشاور وقت گرفتم، خیلی دلم میخواد یکی بدون غرض کمکم بکنه ولی کلاً من خیلی مغرورم کمتر کسی میتونه روم تاثیر بذاره، عصری هم اول میرم مشاور بعد هم باشگاه
  8. امروز موهام رو Wave کردم خوشگل شده، با Wave شدن انگار رنگش هم خوشگل میشه
  9. آخر هفته هم میرم موهام رو کوتاه کنم و رنگ بنمایم و هفته بعد هم میرم برای ابرو