سال آخر دوره کارشناسی که بودم یه خواستگاری داشتم که ورودی 76 بود، وقتی خواستگاری کرد شاید بتونم بگم تنها کسی بود که به محض مطرح کردن موضوع من بهش گفتم من قصد ازدواج ندارم تا سه سال پیش هم هی پیغام پسغام میفرستاد، یه دلیلش که فوراً بهش گفتم نه این بود که پسر بی قیدی بود البته ما تو یه کار گروهی حدود یه سال با هم کار کردیم و شناخت خوبی از هم داشتیم.

این آقا سال قبل ازدواج کرد، خیلی دوست داشتم زنش رو ببینم ولی عکسهاش توی ف*ی*س ب*و*ک پرمیژن داشت و نمیشد دید، تا پریروز که به دوست صمیم زنگ زدم گفت الی فکر کن عکس کی رو دیدم؟ همسر این آقا گفت برو ببینین

همسرش 123 تا عکس داشت بدون هیچ پرمیژنی همش رو دیدم، انصافاً عکسهاش خیلی ژستهای خوبی داشت خیلی عالی بود ولی اصلاً هیچ حجابی نداشت و مناسب اونجا نبود، البته من خودم زیاد به حجاب معتقد نیستم ولی دیگه نه در اون حد

و اما چیزی که برام جالب بود اینه که یعنی یک آدم در عرض یک سال میتونه نظرش در مورد کسی که میخواد باهاش ازدواج کنه عوض بشه؟ به هر حال براشون آرزوی خوشبختی دارم.

پینوشت 1: یکی از همکلاسان دوران کارشناسیم که با برنده شدن لاتاری رفته دیار کفر برای ژ*انویه اومده ایران و ما هم روز پنجشنبه برای صبحونه قرار داریم برای دیدن اون دوست

پینوشت 2: اوضاع و احوال دلم مثل هوای این روزها ابری است

پینوشت 3: هی میخواستم برف بیاد فیلم بگیرم بذارم اینجا ولی نیومد در نتیجه من هم این عکسو میذارم