چهارشنبه عزمم را جزم کردم، و رفتم ادامه معاینات دوره ای را انجام دادم، یعنی چشم و گوش و سوالات روانشناسی

وقتی که آقاهه میخواست فشار بگیره گفت کمی تپش قلب داری، البته خودم هم احساس میکردم، کلاً من زود استرس میگرم

بعد از ظهر هم نتایج آزمایشها رو فرستادند که کلسترولم 188 بود، که باید کمتر از 200 باشه ولی نسبت به پارسال یه کوچولو زیاد شده

یه کوچولو هم عفونت اداری که فکر میکنم به خاطر استخر باشه، آخه من کلی سونوگرافی کلیه و آزمایش رفتم

آخرش هم گفت برو واکسن دیفتری-کزاز بزن

با زدن این واکسن کل الگوریتم بدن من به هم ریخت، مثل بچه ها تب کردم، وضع معده م کمی قاطی شد، دلم به حال نی نی ها که هی واکسن میزنن کلی سوخت

پینوشت 1: داداشی گلم دیشب رفت

پینوشت 2: چهارشنبه شب با خودم میگفتم تا حالا شب اداره نرفتم، که شب پنجشنبه به خاطر کتاب 504 مجبور شدم برم، چون تو اداره بود، با کلی محافظت رفتیم داخل، خدا رو شکر که روی میزم کمی تا قسمتی مرتب بود

پینوشت 3: فردا امتحان آئین نامه دارم البته اگه نریم تهران برای کلاس، آخه هنوز بلیط نگرفتن

پینوشت 4: همکارم که دارم برای پروژه فوقش یه برنامه مطلب مینویسم، بهم پیشنهاد تدریس تو یه آموزشکده فنی رو داده، گفتم فکر میکنم نتیجه رو میگم.

فیلم نوشت: قهوه تلخ رو دیدیم حرف نداره، نتونستم Desperate Houswives S07E04 رو ببینم، آخه هنوز اتاقم مرتب نیست و من دوست ندارم بعضی فیلمها رو در ملا عام ببینم

عکس نوشت: این هم بک گراند کامپیوتر اداره از حالا

خدا نوشت: خوب نیستم خدایا، پینوشت 2 رو یادته چه زود حرفمو گوش کردی، ولی چرا اونی رو که از ته دل میخوام بهم نمیدیسوالسوالسوالسوالسوالسوالسوالسوالسوال