اومدم بگم، جناب شهرام خان برای ماه عسل نقشه کشیده که بریم مصر، میخواد بره هرم وسطیه شکل زیر رو ببینه، "هرم جیزه" این عکس رو هم با MMS برام فرستاده

 

یه وقت فکر نکنید من بهش اکی دادم، اصلاً و ابداً از اول هم قاطعانه گفتم نه، حالا نمیدونم این با خودش چی فکر کرده متفکرکه هر روز یه برنامه میریزه و برام پیامک میکنه، منم فقط میخونم و میخندم، جوابی هم نمیدم

حالا ببینید برنامه هاش چیه: صبح تا عصر گشت و گذار، شب تو کلوپ، شنا تو رود نیل، خرید هم اگه علاوه بر تور خواستم خودش میبره، تازه اتاق هتل باید رو به نیل باشه

نمیدونم این چه موجود پرروئیه که گیرش افتادمعصبانیعصبانی ولی برای خنده بد نیستقهقههقهقهه

 

پ ن 1: هر کسی که گودرش بهم ریخته باید کدهاش رو دوباره بسازه، من از این لینک   خانوم دکتر کمک گرفتم

 

پ ن 2: اینم عکس میز کلاس زبانمونه، چون نزدیک مهر بود و دلم درس و مدرسه میخواست این عکس رو گرفتم، ما همیشه وسط کلاس پذیرائی میشیم، چای و ویفر پذیرائی جلسه امروز بودنیشخند

 

پ ن 3: این عکس هم مربوط به حوالی باغ سیب روز جمعه هست، کوههاش اینقدر خوش رنگ بودن که حرف نداشت چند رنگ بودن، البته من عکاس گروهم و چون فقط میخندیدم همین یه عکس رو گرفتم

پ ن 4: هنوز نرسیدم برم همدم جون رو ببینم امیدوارم بشه تا برم